گنج

شمارهٔ ۴۷۵

کاکل او درهم است از شورش سودای خویشاز پریشانی ندارد زلف او پروای خویش
نشأه مستی ز عمر جاودانی خوشترستخضر و آب زندگانی، ما و ته مینای خویش
در میان هر دو موزون آشنایی معنوی استسرو تا بالای او را دید جست از جای خویش!