گنج

شمارهٔ ۲۹۱

جهان را تار و پود هستی از موج خطر باشدکف این بحر خون آشام از مغز گهر باشد
منه دل بر وفای چرخ کجرو هوش اگر داریکه دستش هر زمان چون تاک بر دوش دگر باشد
برآی از خود، جهان را زیر دست خویش اگر خواهیکه در پرواز، عالم مرغ را در زیر پر باشد
توان سیر پر طاوس کرد از هر پر زاغیاگر آیینه انصاف در پیش نظر باشد