گنج

شمارهٔ ۲۷۹

نشد قسمت که چندان چشم شوخ او به ما سازدکه مرغ زیرکی منقار با آب آشنا سازد
نگاه آن که بر آیینه روی تو می غلطددمش آیینه آب گهر را بی صفا سازد
رخ مقصود از آیینه وقتی جلوه گر گرددکه مالش استخوان پیکرت را رونما سازد