گنج

شمارهٔ ۲۱۴

زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتندخون دل خوردم شراب آتشین پنداشتند
خط کشیدم بر سر سوداپرست خویشتنساده لوحان جهان چین جبین پنداشتند
بدگمانی لازم بدباطنان افتاده استگوشه از خلق جهان کردم کمین پنداشتند