شمارهٔ ۲۱۱
روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده انددلربایی را به آن چشم سخنگو داده اند
از کسی پروا ندارد دیده گستاخ مندر دیار حسن چون آیینه ام رو داده اند
در تمنای لب او بوسه های آبدارمی پرستان بر لب جام و لب جو داده اند
بی حنای بیعت گل نیست دستی در چمنعندلیبان را مگر بیهوشدارو داده اند؟