گنج

شمارهٔ ۲۰۹

یادگار عشق داغی در دل دیوانه ماندشمع رفت از انجمن، خاکستر پروانه ماند
گریه ام در دل گره شد، ناله ام بر لب شکستوای بر قفلی که مفتاحش درون خانه ماند
زیر سقف آسمان نتوان نفس را راست کرددر دل ما آرزوی نعره مستانه ماند