گنج

شمارهٔ ۱۳۸

در چشم پاکبازان آن دلنواز پیداستآیینه صاف چون شد آیینه ساز پیداست
غیر از خدا که هرگز در فکر او نبودیهر چیز از تو گم شد وقت نماز پیداست
(هر چند جلوه او بیرون ازین جهان استدر آبهای روشن آن سروناز پیداست)