گنج

غزل شمارهٔ ۹۸۲

حلقه اطفال بهر اهل سودا بهترستتنگنای شهر از دامان صحرا بهترست
گوشه گیران ایمن از آفات شهرت نیستنددر میان خلق بودن پیش دانا بهترست
آب و رنگ صورت ظاهر دو روزی بیش نیستحسن اخلاق جمیل از روی زیبا بهترست
طوطی از حرف مکرر می کند دل را سیاهپرده زنگار بر آیینه ما بهترست
فعل نیکو زشت می گردد ز نافهمیدگیبخل در جای خود از احسان بیجا بهترست
پیش ما کز هر نگاهی پی به مضمون می بریماز لب گویای خوبان، چشم گویا بهترست
کوزه لب بسته از خم پر شراب آید برونخامشی پیش کریمان از تقاضا بهترست
نیست جفت ناموافق را علاجی جز طلاقبا تو گر دنیا نسازد، ترک دنیا بهترست
از بصیرت نیست پوشیدن ز دنیا چشم خودچشم عبرت بین اگر باشد، تماشا بهترست
قمری از پاس غلط دل برنمی دارد ز سروورنه از سرو سهی آن قد رعنا بهترست
با دو رویان، یک جهت یکرنگ نتواند شدنپیش عارف خار از گلهای رعنا بهترست
پیش چشم ما که منظورست حسن عاقبتخط مشکین صائب از زلف چلیپا بهترست