گنج

غزل شمارهٔ ۸۹۹

رو نگهداشتن از صاف ضمیران مطلبعیب پوشیدن از آیینه عریان مطلب
تا دلت سرد ز اسباب تعلق نشودآتش از کوچه ما خانه به دوشان مطلب
رقم نام تو بر صفحه آیینه بس استای سکندر ز خدا چشمه حیوان مطلب
آسیای فلک از آب مروت خالی استتا دلت چاک چو گندم نشود نان مطلب
روغن از ریگ مکش، لب به طمع چرب مکنسینه بر تیغ بنه، آب ز عمان مطلب
نظر لطف ز مهر و مه کم کاسه مجویخواب آسودگی از چشم نگهبان مطلب
صائب از هند مجو عشرت اصفاهان رافیض صبح وطن از شام غریبان مطلب