غزل شمارهٔ ۸۵۰
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: امرا۶ بیت
شانه زند چو کلک من طره مشکفام راسرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را
فاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را
مرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیانکی به بهشت می دهم حلقه چشم دام را
در ته پای سرو می نشأه بلند می دهدساقی سبز خوش بود باده لعل فام را
تیغ دو دسته گر زند خار به چشم روشنمشعله من نمی کشد دشنه انتقام را
رحم به تیره روزی صائب دلشکسته کندور کن از عذار خود طره مشکفام را