گنج

غزل شمارهٔ ۸۴۳

ای دفتر حسن ترا فهرست خط و خال‌هاتفصیل‌ها پنهان شده در پرده اجمال‌ها
آتش‌فروز قهر تو، آیینه‌دار لطف توهم مغرب ادبارها، هم مشرق اقبال‌ها
پیشانی عفو ترا پرچین نسازد جرم ماآیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال‌ها؟
سهل است اگر بال و پری نقصان این پروانه شدکان شمع سامان می‌دهد از شعله زرین بال‌ها
با عقل گشتم هم‌سفر یک کوچه راه از بی‌کسیشد ریشه‌ریشه دامنم از خار استدلال‌ها
هرشب کواکب کم کنند از روزی ما پاره‌ایهرروز گردد تنگ‌تر سوراخ این غربال‌ها
حیران اطوار خودم، درمانده کار خودمهر لحظه دارم نیتی چون قرعه رمال‌ها
هرچند صائب می‌روم سامان نومیدی کنمزلفش به دستم می‌دهد سررشته آمال‌ها