غزل شمارهٔ ۸۳۰
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ارکردمارا۷ بیت
چشم همیشه مستت خمار کرد ما رازلف سبک عنانت سیار کرد ما را
در خواب عقل بودیم در زیر سایه گلباد بهار عشقت بیدار کرد ما را
داروی دردمندی از ما مسیح می بردبیمارداری دل بیمار کرد ما را
گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیماین خارخار آخر گلزار کرد ما را
توفیق چون درآید عصیان دلیل راه استرطل گران غفلت هشیار کرد ما را
چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیماشک وداع شبنم بیدار کرد ما را
روزی چنان که باید آماده است صائباندیشه فزونی سیار کرد ما را