غزل شمارهٔ ۸۱۹
در قلزم می همچو حباب است دل مااز خانه به دوشان شراب است دل ما
موقوف نسیمی است ز هم ریختن ماچون برگ خزان پا به رکاب است دل ما
سطری است ز پیشانی ما راز دو عالمبی پرده تر از عالم آب است دل ما
از جنبش مهدست گرانخوابی اطفالاز گردش افلاک به خواب است دل ما
چون تیغ برهنه است چو افتد به سرش کارهر چند که در زیر نقاب است دل ما
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان استآنجا که تویی در چه حساب است دل ما
هر چند که در هر چمن آتش نفسی هستصائب ز نوای تو کباب است دل ما