گنج

غزل شمارهٔ ۸۱۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رانرا۸ بیت
گمراه کند غفلت من راهبران راچون خواب، زمین گیر کند همسفران را
بی بهره ز معشوق بود عاشق محجوبروزی ز دل خویش بود بی جگران را
در کوه و کمر از ره باریک خطرهاستزنهار به دنبال مرو خوش کمران را
چون صبح مدر پرده شب را که مکافاتدر خون جگر غوطه دهد پرده دران را
ز آتش نفسان نرم نگردد دل سختماین سنگ کند خون به جگر شیشه گران را
اکسیر شد از قرب گهر گرد یتیمیاز دست مده دامن روشن گهران را
هر نامه که انشا کنم از درد جداییمقراض شود بال و پر نامه بران را
با دیده حیران چه کند خواب پریشان؟صائب چه غم از شور جهان بی خبران را؟