گنج

غزل شمارهٔ ۸۰۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارندلالهها۱۳ بیت
از دست و تیغ عشق فگارند لاله‌هادر خاک و خون نشسته یارند لاله‌ها
در دیده بصیرت پروانه‌طینتانفانوس شمع چهره یارند لاله‌ها
باشند همچو شعله جواله بی‌قراربر خار و خس اگرچه سوارند لاله‌ها
تا سر کشیده‌اند، به پایان رسیده‌اندکم‌عمرتر ز شعله خارند لاله‌ها
یک نصف خون تازه و یک نصف مشک ترچون نافه غزال تتارند لاله‌ها
در آتشند و خنده مستانه می‌زنندبا داغ دل، گشاده‌عذارند لاله‌ها
در شیشه حسن باده لعلی عیان شودآیینه‌دار روی بهارند لاله‌ها
در خون دهند غوطه تمنای بوسه رادست نگاربسته یارند لاله‌ها
زان هرگز از خمار نگردند زردرویکز خون خویش باده‌گسارند لاله‌ها
کردند خون خود به تماشاییان حلالاز سرگذشتگان بهارند لاله‌ها
با چهره شکفته آن آتشین‌عذاردل‌مرده‌تر ز شمع مزارند لاله‌ها
با نور آفتاب چه باشد فروغ شمع؟با روی یار، در چه شمارند لاله‌ها
صائب ز خون خود می گلرنگ می‌خورندزان ایمن از گزند خمارند لاله‌ها