گنج

غزل شمارهٔ ۷۸۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اشویمما۱۳ بیت
تا چند نقشبند تمنا شویم ماآیینه دار جلوه عنقا شویم ما
چون موجه سراب درین دشت پر فریببا جان بی نفس پی دنیا شویم ما
شور جنون کجاست که مانند گردبادجاروب خارزار تمنا شویم ما
یارب نصیب کن پر و بالی که چون مسیحزین خاکدان به عالم بالا شویم ما
با دیده ای که گوهر عبرت شناس شدحیف است حیف خرج تماشا شویم ما
غفلت امان نداد که خود را کنیم صافزان پیشتر که واصل دریا شویم ما
نگشود لامکان ز دل تنگ ما گرهدر تنگنای چرخ چسان وا شویم ما؟
دلهای تیره سرمه گفتار ما بودچون طوطیان ز آینه گویا شویم ما
صبح امید از دل ما زنگ می بردگر ملتجی به دامن شبها شویم ما
تا در میان جمعیم آشفته خاطریمجمع آن زمان شویم که تنها شویم ما
در چشم این سیاه دلان صبح کاذبیمدر روشنی اگر ید بیضا شویم ما
هر عضوی از تو از دگری دلرباترستچون قانع از نظاره به یک جا شویم ما؟
در زهر اگر چه غوطه زدیم از گزیدنشصائب نشد گزیده ز دنیا شویم ما