گنج

غزل شمارهٔ ۷۶۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ندما۱۱ بیت
داغ است لاله زار دل دردمند ماخواند نوا به آتش سوزان سپند ما
تا دور ازان لب شکرین همچو نی شدیمترجیع بند ناله بود بندبند ما
ما از شراب لعل به همت گذشته ایمسیلاب گیر نیست زمین بلند ما
از درد و داغ عشق تهی ساخت سینه راکفران نعمت دل نادردمند ما
از قید عشق، بلبل ما خوش نوا شودبند زبان ما چو قلم نیست بند ما
هر چند رشته می شود از پیچ و خم گرهگردد ز پیچ و تاب رساتر کمند ما
سنگین دلی تو، ورنه ز فریاد آتشینسوراخ می کند دل مجمرسپند ما
از زهر چشم سنگدلان امن نیستیمچون پسته در لباس بود نوشخند ما
سالم ز آب خنجر قصاب بگذردگر تن به فربهی ندهد گوسفند ما
موی سفید، غفلت ما را زیاده کرداین تازیانه شد رگ خواب سمند ما
صائب چو آفتاب جهانگیر می شودحسنی که خوش کند دل مشکل پسند ما