گنج

غزل شمارهٔ ۷۵۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ردما۶ بیت
یاقوت کهربا شود از آه سرد ماایوب را کند کمری، بار درد ما
چون پیش طاق همت خود را کنیم نقشگردون نمی شود صدف لاجورد ما
برگ خزان زمین ادب بوسه می دهدپیش دل رمیده و رخسار زرد ما
افتادگی در آب و گل ما سرشته اندباشد چو نقش پای زمین گیر گرد ما
در رزمگه برهنه چو شمشیر می رویمدر دست دشمن است سلاح نبرد ما
صائب به حیرتم، که گرفته است چون قراردر کوچه بند زلف، دل هرزه گرد ما؟