گنج

غزل شمارهٔ ۶۵۹۳

سرو من طرح نو انداخته‌ای یعنی چه؟جامه را فاخته‌ای ساخته‌ای یعنی چه؟
تو که از شرم به مشاطه نمی‌پردازییک جهان آینه پرداخته‌ای یعنی چه؟
تو که در خانه ز شوخی ننشینی هرگزخانه در ملک کسان ساخته‌ای یعنی چه؟
شیر در بیشه خشم تو جگر می‌بازدرنگ چون بی‌جگران باخته‌ای یعنی چه؟
عالمی زیر و زبر کردی و از پرکاریعلم زلف نگون ساخته‌ای یعنی چه؟
تشنه خون منی همچو صراحی در دلدست در گردنم انداخته‌ای یعنی چه؟
تیر بر سینه اهل نظر انداخته‌ایبعد از آن سینه سپر ساخته‌ای یعنی چه؟
گرد پاپوش نیفشانده به صحرای وطنباز طرح سفر انداخته‌ای یعنی چه؟
شرمی از حافظ شیراز نداری صائب؟این چنین تیغ زبان آخته‌ای یعنی چه؟