غزل شمارهٔ ۶۳۰۵
هلال سیل فنایند خانه پردازانبه آب و گل نکنند التفات خودسازان
صبور باش به ناسازگاری ایامکه خار پیرهن عالمند ناسازان
درین نشیمن خاکی به چشم بسته بسازکه وقت صید گشایند چشم شهبازان
مشو چو طرف کلاه از شکست خود غافلکه هست خودشکنی زینت سرافرازان
نمی توان گهر از عقد سر به مهر ربودشمرده گوی سخن در حضور غمازان
بلند و پست جهان قابل عداوت نیستز امتیاز مدر پرده هم آوازان
چنان که پای چراغ از چراغ شد تاریکدلم سیاه شد از صحبت سرافرازان
در آن ریاض که صائب سخن طراز شودزنند مهر به لب جمله نغمه پردازان