غزل شمارهٔ ۶۰۴۸
چون توان قانع به پیغام از لب دلبر شدن؟با دهان خشک نتوان از لب کوثر شدن
حاصل نزدیکی سیمین بران دل خوردن استرشته از گوهر ندارد بهره جز لاغر شدن
گوشه گیری می کند ناقص عیاران را تمامبی صدف صورت نبندد قطره را گوهر شدن
پیروان از پیشرو دارند پیش رو سپرسینه می باید به تیغ افشرد در رهبر شدن
پای طاوس از سر طاوس رعنایی نبردنخوت آتش نگردد کم به خاکستر شدن
نقد خود را بر امید نسیه باطل کردن استپش دونان با رخ زرین برای زر شدن
تا کی از اقبال دنیای خسیس افروختن؟چند چون آتش زهر خاری زبان آور شدن؟
گوشه گیر از مردمان صائب که جز درگاه حقبا قد خم نیست لایق حلقه هر در شدن