گنج

غزل شمارهٔ ۵۷۳۶

ز گمرهی خود از روی رهنما خجلمشکسته کشتیم از سعی ناخدا خجلم
من خراب کجا جام لاله رنگ کجاچو دست ماتمی از بیعت حنا خجلم
گهی به برگ گلی سرفراز می کندمدرین چمن ز هواداری صبا خجلم
چرا به خاک بماند نشان گمنامانبه شاهراه محبت ز نقش پا خجلم
من و جدایی و آنگاه زندگی بی توبه زندگی تو کز عمر بیوفا خجلم