گنج

غزل شمارهٔ ۵۴۷۶

ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیمخرمن خود پاک ما از باد دستی می کنیم
نیست ممکن خودشکن غالب نگردد برغنیمدر شکست خود به دشمن پیشدستی می کنیم
خضر با عمر ابد پوشیده جولان می کندما به این ده روزه عمر اظهار هستی می کنیم
نعل وارون رهنوردان را حصار آهن استدر لباس بت پرستی حق پرستی می کنیم
ما به حرف تلخ از آن لبهای میگون قانعیماز تنک ظرفی به بوی باده مستی می کنیم
هر که دست رد نهد بر سینه افکار مااز دعا در کار او تیغ دو دستی می کنیم
می پرستی جز هوا جویی ندارد حاصلیما به رغم میکشان ساقی پرستی می کنیم
گرچه می گردد پریشان زلف جمعیت ز بادخرمن خود حفظ ما از باد دستی می کنیم
صائب از افتادگی خورشید عالمگیر شدپایه خود را بلند از زیردستی می کنیم