غزل شمارهٔ ۵۴۵۰
چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایمشوخ چشمی بین که در پیری جوانی کرده ایم
کس زبان چشم خوبان را نمی داند چو ماروزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم
صد قدم پیش است از ما خاک ره در اعتبارگرچه در راه تو عمری جانفشانی کرده ایم
سایه ما بر دل یاران گرانی می کندتا کجا بر خاطر موری گرانی کرده ایم؟
چون نباشد اول بیداری ما خواب مرگ؟ما که خواب خویش را در زندگانی کرده ایم
نامرادیهای ما صائب به عالم روشن استبر مراد خلق دایم زندگانی کرده ایم