گنج

غزل شمارهٔ ۵۳

نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید راگریهٔ من تازه رو دارد گلِ خورشید را
خطِ آزادی است از اهلِ طمع، بی حاصلیعقدهٔ پیوند در دل نیست سرو و بید را
نامِ شاهان از اثر در دور می‌باشد مدامجام می دارد بلند، آوازهٔ جمشید را
کوکبِ اقبال و دولت شوخ‌چشم افتاده استمشرقِ دیگر بود هر صبحدم خورشید را
دوربینی کز مآلِ شادمانی آگه استتیغِ زهرآلود می‌داند هلالِ عید را