گنج

غزل شمارهٔ ۵۱۸۸

قامت ز آه شرط بود در نماز عشقبی آب دیده نیست نمازی نیاز عشق
خونابه اش به صبح قیامت شفق دهدناخن به هر دلی زندشاهباز عشق
گر در نماز عقل حضور دل است شرطغیر از حضور قلب نباشد نماز عشق
بیقدرتر ز اشک شرارست پیش شمعنقد دوکون در نظر بی نیاز عشق
آن ساز نیست عشق که گیرند گوش ازواز پرده های گوش کند پرده،سازعشق
شبنم چه عقده بر نفس بوی گل زند؟لبهای سر به مهر چه سازد به رازعشق؟
چون سایه همای خرد نیست رایگانتا بر سر که سایه کند شاهباز عشق ؟
منصور راببین که چه از دار می کشدصائب خموش باش از افشای راز عشق