گنج

غزل شمارهٔ ۴۹۳۴

شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورشنسازد پرده رنبوری انگور مستورش
کسی تاکی بود درخرقه ناموس زندانی؟میی خواهم که بشکافد گریبان شیشه رازورش
نوای پرده سوز عشق، آهنگ دگرداردکجا گردد به قانون خرد آهنگ، طنبورش؟
در هر دل که واکردم نگارین بود از رویتخوشا ملکی که هر ویرانه باشد بیت معمورش
به گرد چشم نرگس خواب آسایش نمی گرددنمی دانم که دارد چشم بیمار که رنجورش
عزیزی چشم اگر داری به صحرای قناعت روکه پای تخت از دست سلیمان می کند مورش
کلام صائب ما چون نگیرد رتبه حافظ؟که استمداد همت می کند ازخاک پر نورش