گنج

غزل شمارهٔ ۴۸۶۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نگباش۷ بیت
بادهٔ گل‌رنگ شو یا شیشهٔ بی‌رنگ باشبوی خون می‌آید از نیرنگ، بی‌نیرنگ باش
چند در نیرنگ‌سازی روزگارت بگذرد؟!شبنم بی‌رنگ شو، با خار و گل هم‌رنگ باش
در حریم عشق و بزم حُسن تا راهت دهندسینهٔ بی‌کینه و آیینهٔ بی‌زنگ باش
نخل از جوشِ ثمر، در دست طفلان عاجزستبید شو، دندان ارباب طمع را سنگ باش
بزم مِی را شیشهٔ بی‌باده سنگ تفرقه استسنگ گَرد و دَرْ شکستِ چرخ مینارنگ باش
با لباس جسمْ ما را بخیهٔ پیوند نیستسبزهٔ شمشیر گو فرسنگ‌درفرسنگ باش
تا مگر صائب دَرِ فیضی به رویت وا شودغنچه‌آسا در گلستان جهان دل‌تنگ باش