گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۸۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایمجاز۶ بیت
نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجازپلی است آن طرف آب، عشقهای مجاز
ز مرگ بیم ندارم که در قلمرو خاکعذاب قبر کشیدم ز تنگنای مجاز
اسیر دایره رنگ تا به کی باشم ؟دلم چو لاله سید شد ازین سرای مجاز
بپوش خرقه عریان تنی ز حضرت عشقکه بند خانه غفلت بود ردای مجاز
مباد هیچ مسلمان اسیر قید فرنگ!بجان رسیده ام از دست عشوه های مجاز
مبند دل به تماشای این جهان صائبکه یک دو هفته بود همچو گل وفای مجاز