گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۶۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: وشمیگرددهنوز۹ بیت
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوزاز خرامش بوی گل مدهوش می گردد هنوز
از نگاه تلخ، بادامش همان دل می گزدزهر در دنباله ابروش می گرددهنوز
کم نشد از خط حجاب روی چون برگ گلشاز نگاه گرم شبنم پوش می گردد هنوز
در پی طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرشخانه ها از خنده اش پر نوش میگردد هنوز
سرمه خط پرده گویایی چشمش نشدشرم گرد آن لب خاموش می گردد هنوز
لطف اندامش همان می پرورد خمیازه راسرو او پیرایه آغوش می گردد هنوز
گرچه از خط شد لب میگون اوپا دررکاباز شرابش سینه ها پرجوش می گردد هنوز
چون سبو صدخانه عقل است ازو زیروزبرگرچه از طفلی سوار دوش می گردد هنوز
گرچه از کیفیت حسنش اثر نگذاشت خطصائب از یاد لبش مدهوش می گردد هنوز