گنج

غزل شمارهٔ ۴۵۳۵

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: ارسیدهباشد۱۱ بیت
چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشددل پا شکسته من به دوا رسیده باشد
نفس آن زمان برآرم به فراغت از ته دلکه غبار هستی من به هوا رسیده باشد
همه روز بیقرارم همه شب در انتظارمکه دل رمیده من به کجا رسیده باشد
به کسی بود مسلم چو نظر جهان نوردیکه درون خانه باشد همه جا رسیده باشد
به کجا رسیده باشد تک وپوی عقل ناقصچه به کنه راه کوری ز عصا رسیده باشد
پر جبرئیل اینجا گره شکست داردبه دلیل عقد زاهد به کجا رسیده باشد
اگر از روندگانی نفس از کسی طلب کنکه به آب زندگانی ز فنا رسیده باشد
همه حیرتیم ودهشت ز شکوه حسن جاناننرود به جایی آن کس که به مارسیده باشد
اثر جمال یوسف ز جبین گرگ تابداگر آبگینه دل به صفا رسیده باشد
دوسه روز شد که گردون به جفا سری نداردبه بلای آسمانی چه بلارسیده باشد
کسی آگه است صائب زتب نهانی منکه به مغز استخوانها چو هما رسیده باشد