گنج

غزل شمارهٔ ۴۴۶۴

خالت ز خط مشکین دست دگر برآوردحرصش شود دوبالا موری که پر برآورد
مو از خمیر نتوان آسان چنان کشیدنکز عقل وهوش ماراآن خوش کمر برآورد
چون پسته مغز هر کس از زهر سبز گردیداز پوست چون برآمد سر از شکر برآورد
از پیچ وتاب زنهارچون رشته سر مپیچیدکاین راه پرخم و پیچ سر از گهر برآورد
گفتم کشم به پیری پا چون هدف به دامناز قد چون کمان حرص چون تیر پر برآورد
ابرام بی اثر نیست کز مغز سنگ آهناز روی سخت صائب چندین شرر برآورد