گنج

غزل شمارهٔ ۴۴۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارمعانیرا۱۰ بیت
نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی راکه شبنم دیده شورست گلزار معانی را
ز چشم شور، آب خضر خون مرده می گرددمکن بی پرده چون گل جام سرشار معانی را
ندارد بهره ای از حسن معنی چشم صورت بینبه هر آیینه منمایید دیدار معانی را
خطر از سبزه بیگانه بیش از زهر می باشدجمال آشنارویان گلزار معانی را
دلیل جوهر مردی است پاس اهل بیت خودز نامحرم نگه دارید ابکار معانی را
لبی خامش تر از گوش صدف آماده می بایدطلبکار وصال در شهسوار معانی را
حباب از عهده تسخیر دریا برنمی آیدمسخر چون کند الفاظ، اسرار معانی را؟
ز آب خضر می شد سیر اگر می دید اسکندرز زیر پرده الفاظ، رخسار معانی را
به یوسف چون رسد جویای یوسف می شود ساکنوصال افزون کند شوق طلبکار معانی را
نیارد در نظر صائب جمال ماه کنعان رانظربازی که یک ره دید رخسار معانی را