گنج

غزل شمارهٔ ۴۴۴۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انچهگشاید۱۳ بیت
با تنگدلی از لب خندان چه گشایداز خنده سوفار ز پیکان چه گشاید
تیغی است دو دم هر خوشیی کز ته دل نیستچون پسته مرا از لب خندان چه گشاید
افزود ز صحرا گره خاطر مجنونبا پای فروبسته ز میدان چه گشاید
از خنده بیدرد نمکسود شود زخمدلهای غمین را ز گلستان چه گشاید
از دیدن اوضاع جهان چشم فروپوشجز تفرقه زین خواب پریشان چه گشاید
هرگز به گره وانتوان کرد گره راپیداست که از جبهه دربان چه گشاید
با مردم عاقل چه کند باد بهارانبی سلسله از سلسله جنبان چه گشاید
آن راهروی را که بود آبله در دلاز نیشتر خار مغیلان چه گشاید
بی رهبر بینا نرسد کار به انجاماز رشته بی سوزن باران چه گشاید
جز خیرگی دیده و جز اشک دمادماز دیدن خورشید درخشان چه گشاید
آنجا که کشد خارسراز چاک گریبانچون غنچه ز برچیدن دامان چه گشاید
چون تیغ برآرد زمیان برق جهانسوزاز ترکش پرتیرنیستان چه گشاید
زان زلف سیه شد شفقی چهره صائبجز خون دل از شام غریبان چه گشاید