گنج

غزل شمارهٔ ۴۴۴۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادگشاید۱۰ بیت
مشکل که دل از ناله و فریاد گشایداز غنچه پیکان چه گره باد گشاید
گر عشق نبندد کمر غیرت فرهادپیداست چه از تیشه فولاد گشاید
چون نشتر الماس پر و بال ضعیفانخون از دل بیرحمی صیاد گشاید
محکم شود از خون گره غنچه پیکاناز باده مرا چون دل ناشاد گشاید
در ناخن تدبیر کسان هیچ نبسته استکز تیشه خود عقده فرهاد گشاید
آن روز زمین تخت سلیمان شود از گلکز ابر هوابال پریزاد گشاید
از کاوش من دست نگه دار که این رگخون از مژه نشتر فصاد گشاید
بی یار موافق دل غمگین نشود بازشمشاد گره از دل شمشاد گشاید
از سفله حذر کن گه سیری که فلاخنسنگین چو شود دست به بیداد گشاید
وقت است که از خجلت دیوان تو صائبگل دفتر خود را به ره باد گشاید