غزل شمارهٔ ۴۳۹
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ازیرا۷ بیت
ز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی رابه طفلان واگذار این ابجد عشق مجازی را
به استغنای مجنون حسن لیلی برنمی آیدکه ناز نازنینان است در سر، بی نیازی را
اگر داری دل پاکی درآ در حلقه مستانکه اینجا آبرویی نیست دامان نمازی را
خمار درد نوشان را می ناصاف می بایدتوان در خاکساری یافت ذوق خاکبازی را
به چشم دور گردان جلوه دیگر کند منزلشکوه کعبه باشد در نظر کمتر حجازی را
به صد افسانه عمر ابد کوته نمی گرددمگر از زلف او دارد شب هجران درازی را؟
گل روی بتان از آه من شد آتشین صائبز من دارد نسیم صبح این گلشن طرازی را