گنج

غزل شمارهٔ ۴۳۶۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رمکرد۱۲ بیت
رخسار جهانسوز تو بی پا و سرم کردنظاره زلف تو پریشان نظرم کرد
امید نجات من ازان زلف به خط بودسر زد خط بی‌رحم و گرفتارترم کرد
فریاد که پیراهن نادیده یوسفاز شوخی نکهت چو صبا دربدرم کرد
فریاد ازان نرگس مستانه که هر گاهرفتم که خبر یابم ازو بی‌خبرم کرد
شد مردمک دیده من گردش افلاکتا تربیت عشق تو صاحب‌نظرم کرد
خورشید قیامت جگر تشنه‌لبان راسیراب ز افشردن دامان ترم کرد
زان روز که افتاد به بالای تو چشممهر موی سنانی شد و از خود بدرم کرد
هرگز نشد از جلوه او سیر دو چشمماین آب روان هر نفسی تشنه‌ترم کرد
از مرگ محال است شود تلخ دهانمزان قند که لطف تو در آب گهرم کرد
از روسیهی نیست سزاوار سفیدیچشمی که بد آموز به خواب سحرم کرد
هر خال ز رخساره او داغ غریبی استآن حسن غریبی که چنین دربدرم کرد
دانسته قدم بر سر موری ننهادمصائب، فلک سفله چرا بی‌سپرم کرد