گنج

غزل شمارهٔ ۴۳۶۰

مفت است اگر سنگدلیهای معلمدلجویی اطفال به آدینه گذارد
صائب سخن از مهر همان به که نگویدهر کس که به دلها اثر از کینه گذارد
بی روی تو دل روی به آیینه گذاردچون تشنه که بر ریگ جوان سینه گذارد
هر دست نگارین که برآرد ز بغل سروپیش قد رعنای تو بر سینه گذارد
هر روز نهد بر دل من سنگ ملامتدستی که گهر بر دل گنجینه گذارد
عاشق نشود دور ز معشوق که طوطیزنگار شود روی به آیینه گذارد
این دست که عشق تو به تاراج برآوردمشکل که به ما خرقه پشمینه گذارد