گنج

غزل شمارهٔ ۳۸۳۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ندخواهدشد۱۲ بیت
اگر چنین سخن ما بلند خواهد شدزبان جرأت منصور بند خواهد شد
اگر بهار کند سبز تخم سوخته رامرا ستارهٔ طالع بلند خواهد شد
طبیب اگر چو مسیحا بر آسمان رفته استز چاره‌جویی من دردمند خواهد شد
مگر نقاب به رخسار آتشین فکنیوگرنه خردهٔ گل‌ها سپند خواهد شد
چنین بلند شود گر نهال قامت اوخیال‌ها همه کوته‌کمند خواهد شد
ز آتش تو سمندر به زینهار آمدکجا نقاب به روی تو بند خواهد شد
میان خوف و رجا شد دل دو عالم خونکه تا قبول تو مشکل‌پسند خواهد شد
کلاه‌گوشهٔ قارون به آفتاب رسیدچه وقت طالع ما سربلند خواهد شد
سری که بر سر زانوی دار می‌رقصدمقیّد تن منصور چند خواهد شد
شکست شیشهٔ دل را مگو صدایی نیستکه این صدا به قیامت بلند خواهد شد
سبک‌عنانی باد بهار اگر این استهزار غنچهٔ دل هرزه‌خند خواهد شد
چنین نوای تو گر آتشین شود صائببر آتش تو جگرها سپند خواهد شد