گنج

غزل شمارهٔ ۳۷۲۴

اگر چه قامت سرو اعتدال را داردکجا نزاکت آن نونهال را دارد؟
ز رستخیز خزان رنگ را نمی بازددعای من به دو دست آن نهال را دارد
نه شبنمیم که بالین ز برگ گل سازیمسر بریده ما زیر بال را دارد
بهار رفت و خزان آب زد بر آتش گلهنوز بلبل ما قیل و قال را دارد
هلاک شیوه انصاف می شود صائبهمین بس است که او این کمال را دارد