گنج

غزل شمارهٔ ۳۷۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ابشرا۵ بیت
گل‌اندامی که می‌دادم به خون دیده آبش راچسان بینم که گیرد دیگری آخر گلابش را؟
در آغوشِ نسیم ِ صبحدم بی‌پرده چون بینم؟گلِ رویی که من وا کرده‌ام بندِ نقابش را
به دست غیر چون بینم عنان طفل خودرایی؟که وقت نی‌سواری می‌گرفتم من رکابش را؟
به خونم زد رقم، تا با قلم شد آشنا دستشپری‌رویی که می‌بردم به مکتب من کتابش را
نهالی را که من چون تاک پروردم به خون دلچسان بینم به جام دیگران صائب شرابش را؟