غزل شمارهٔ ۳۶۹۸
ز نوبهار کجا گل شکفته می گردد؟گل از ترانه بلبل شکفته می گردد
ز زلف و عارض دلدار غافل افتاده استدلی که از گل و سنبل شکفته می گردد
کسی کز آبله افتاده در گره کارشز خار راه تو گلگل شکفته می گردد
مرا دلی است درین بحر نیلگون چو حبابکه از نسیم تزلزل شکفته می گردد
ز آه سرد چه پرواست لاله رویان را؟که از نسیم سحر گل شکفته می گردد
گره ز غنچه پیکان شود به خون گر بازگل گرفته هم از مل شکفته می گردد
دلی که گرد کدورت نبرد ازو سیلابکجا ز سیر سر پل شکفته می گردد؟
دلی که داشت تغافل به التفات، امروزز زخم تیغ تغافل شکفته می گردد
دلی که تنگ گرفته است در میان حرصشکی از نسیم توکل شکفته می گردد؟
به خاکساری من نیست هیچ کس صائباگر فلک ز تحمل شکفته می گردد