گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۸۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارشود۷ بیت
کل به خون غوطه خورد جزو چو افگار شوددایه پرهیز کند طفل چو بیمار شود
باده گر آب حیات است به اندازه خوش استخون چو بسیار شود نشتر آزار شود
از پریشان نظری بس که دلم مجروح استزنگ بر آینه ام مرهم زنگار شود
هرکجا پرده ز روی تو فتد، بر شبنمدامن لاله و گل بستر بیمار شود
دست در دامن مطلب همه جا سیر کندهرکه در راه طلب قافله سالار شود
عندلیبان نفس بیهده ای می سوزنداین نه کاری است که از پیش به گفتار شود
کار چون راست به تدبیر نیاید صائبمی برم رشک بر آن دست که از کار شود