گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۱۲

همه از تاب کمر در خم ایمان دارندچه خرام است که این سرو نژادان دارند
چون به نیرنگ دل از موی شکافان نبرند؟صد زبان در دهن این غنچه دهانان دارند
شعله ای هست ز خونگرمی باطن همه راهمچو فانوس چراغی ته دامان دارند
بوسه شان چاشنی عمر ابد می بخشدآب حیوان همه در چاه زنخدان دارند
خرمن کهنه گل چند توان داد به باد؟خرمن آن است که این مور میانان دارند