گنج

غزل شمارهٔ ۳۴۹۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: لبستند۷ بیت
بال پرواز خود آن مردم غافل بستندکه به زنار علایق کمر دل بستند
جلوه موج سراب است جهان در نظرشچشم حق بین کسی را که ز باطل بستند
در جنت نگشایند به رویش فردابر رخ هرکه درین نشأه در دل بستند
شکوه اهل دل از عشق ندارد انجامچون ننالد جرسی را که به محمل بستند؟
نشود پنجه تدبیر عنانگیر قضاخار و خس کی ره امواج به ساحل بستند؟
رو مگردان ز دم تیغ که بسمل شدگاندام از دیده خود در ره قاتل بستند
زود باشد که گشایند دهن را به سؤالصائب آنان که در فیض به سایل بستند