غزل شمارهٔ ۳۴۷۰
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امتنکشد۶ بیت
هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشدنفس صاف ز دل صبح قیامت نکشد
هرکه خواهد که گرانسنگ بود میزانشبه که امروز سر از سنگ ملامت نکشد
تا ازان یار سفر کرده نگیرد خبریاشک ما پای به دامان اقامت نکشد
نفس سوخته عشق ز پا ننشیندتا گلاب از گل خورشید قیامت نکشد
سایه عشق گران است، عجب نیست اگرسرو در زیر پر فاخته قامت نکشد
کرده ام خنده به ارباب ملامت صائباره چون بر سر من سین سلامت نکشد؟