گنج

غزل شمارهٔ ۳۳۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارا۴ بیت
به هر نوعی که می خواهد دلت بشکن دل ما راکه از مستان نمی گیرند خون جام و مینا را
ز هجر عافیت دشمن تبی در استخوان دارمکه نبضم مضطرب سازد سرانگشت مسیحا را
حساب سال و ماه از کارفرمایان چه می پرسی؟چه داند سیل بی پروا شمار ریگ صحرا را؟
ازان روزی که جست آهوی او از دام من صائببه ناخن می خراشد سیل اشکم روی صحرا را