گنج

غزل شمارهٔ ۳۲۰۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اکمیاید۱۳ بیت
که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟که آه از سینه ام بیرون گریبان چاک می آید
در آن محفل که دیوار و در آتش زیر پا داردکجا خودداری از پروانه بیباک می آید؟
نمی آید علاج زهر خشک از سوزن عیسیکه این خار از جگر بیرون به دست تاک می آید
چراغ کشته روشن می توان کردن ز مژگانشبه چشم هر که آن رخسار آتشناک می آید
در آن کشور که از زنگار نشناسد طوطی راچه کار از جوهر آیینه ادراک می آید؟
به خون خلق از ان تشنه است مژگان سبکدستشکه از آغوش زخم آن تیغ بیرون پاک می آید
من آن صید همایونم که اشک شادی از قتلمبه چشم جوهر شمشیر آن بیباک می آید
کدامین خانه پردازست در خلوت سرای دل؟که گردآلود حرف از سینه غمناک می آید
ز زخم آسیا، بی حاصلان را نیست پرواییتوگر بی مدعا گردی چه از افلاک می آید؟
که می سازد نشان تیر یارب استخوانم را؟که چون صبح از زمین بیرون گریبان چاک می آید
زجیب فکر اگر گاهی سر عاشق برون آیدبه انداز کمند وحدت فتراک می آید
مدو دنبال روزی، پا به دامان قناعت کشکه گندم از زمین بیرون گریبان چاک می آید
دهان خویش صائب چون صدف پاک از شکایت کنکه جای لقمه گوهر در دهان پاک می آید