گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۷۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انهننشیند۱۳ بیت
زسنگ کودکان از پا دل دیوانه ننشیندبه حرف سخت از جوش خود این میخانه ننشیند
نگردد تا تهی از سنگ جیب و دامن طفلانبه دامان بیابان گرد این دیوانه ننشیند
نسازد خاک خامش آتش ما بیقراران رامی پرزور ما از جوش در پیمانه ننشیند
زچشم شور، آب زندگانی تلخ می گرددهمان بهتر که با فرزانگان دیوانه ننشیند
از در آستین پیوسته دارد شمع اشک خودکه گرد کلفتی بر خاطر پروانه ننشیند
ز آب بحر چون گرد یتیمی بیش می گرددغبار خاطری کز گریه مستانه ننشیند
مکن زنهار از خلوت نشینی منع زاهد راچه سازد صورت دیوار اگر در خانه ننشیند؟
نمی ماند به زندان بدن چون روح کامل شدکه صهبا چون نشست از جوش در میخانه ننشیند
زسیلاب بهاران خانه آرایی نمی آیددل بیتاب ما در کعبه و بتخانه ننشیند
مهیای سفر شو چون قد از پیری دو تا گرددته دیوار مایل مردم فرزانه ننشیند
دل ما بیقراران چون شود آسوده در زلفیکه یک دم بر زمین با پای چوبین شانه ننشیند
مروت نیست آلودن به تهمت دامن پاکانبه خلوت عاشق بیتاب با جانانه ننشیند
برومندی نصیب خاکساران می شود صائبنگردد سبز تا در خاک چندی دانه ننشیند