گنج

غزل شمارهٔ ۳۰۷۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارخواهدشد۱۴ بیت
چنین گر آتشین از باده آن رخسار خواهد شدزجوش مغز، سربسیار بی دستار خواهد شد
به بیماران چنین وا می رسد گر چشم بیمارشزمین از دردمندان بستر بیمار خواهد شد
مبر دیوانه ما را به شهر از دامن صحراکه هر کس را بود دست و دلی از کار خواهد شد
من آن روزی که تخم خال او شد سبز می گفتمکه گر این است مرکز، چرخ بی پرگار خواهد شد
به تنهایی حیات تلخ را شیرین مگر سازدوگرنه خضر زود از زندگی بیزار خواهد شد
زغفلت هر که را اشک ندامت برنینگیزدبه آب تیغ ازین خواب گران بیدار خواهد شد
اگر پاک از سخن سازی دهان بادپیما رازمهر خامشی گنجینه اسرار خواهد شد
سرآزاده ای چون سرو هر کس در چمن دارددر ایام خزان پیرایه گلزار خواهد شد
زمین یک دیده بیدار شد از شورش محشرندانم کی دو چشم بخت من بیدار خواهد شد
زشوق جستجو گر آتشی در زیر پا داریسراسر خار این وادی گل بی خار خواهد شد
گرانجانی که دست از کار بردارد نمی داندکه چون تابوت بر دوش خلایق بار خواهد شد
سرآمد چون جوانی مدت پیری به غفلت همازین مستی ندانم خواجه کی هشیار خواهد شد
چنین گر جوش حسن گل چمن را تنگ می سازدتماشایی برون از رخنه دیوار خواهد شد
نباشد حاصلی گفتار بی کردار را صائبترا چون خامه تا کی عمر در گفتار خواهد شد؟